محمد مفيد مستوفى بافقى
10
جامع مفيدى ( فارسى )
گرديده مدتى مديد در منازل كوه الوند بسربردند . و چون از صحبت رجال اللّه آنجا مقصودشان حاصل گشت عزيمت سفر نموده مدت سى سال طى منازل كرده تا گذر ايشان بر كرمان افتاد و در آستانهء ماهان رحل اقامت انداختند . بابا حاجى محمد صامت بشرف آستانبوسى مشرف گرديده خادمان آستانه را گفت عرض نمائيد كه غريب قوشى آمده و داعيهء شرف ملازمت دارد ، خادمان معروض داشته آن حضرت فرمود كه جاى قوش بر بالاى درخت مىباشد . چون بابا اين سخن از خدام شنيد متوجه قريهء فرميتن « 1 » ، قريب دروازهء كرمان گرديده بر بالاى درخت چنار عالى كه در مسجد جمعهء آن موضع سر بر فلك كشيده بود رفته بر زير شاخى قرار گرفت ؛ و اربعينى بسربرده هرشب افطار برگى از آن درخت نمود . و بعد از اربعين پائين آمده متوجه آستانهء ماهان شده خادمان بعرض رسانيدند كه بابا بازآمده . بابا بار يافت [ 8 ب ] و اين غزل بگذرانيد ، غزل : مرغ دل در دام زلف دلبرى افتاد باز * عشق جانان جان ما بر باد خواهد داد باز روى دل بر درگه سلطان خود آوردهايم * آمده بر درگه شه بندهء آزاد باز زاهد خلوتنشين از خانومان دل برگرفت * مجلس مستانه در كوى مغان بنهاد باز توبه بشكستيم و ديگر در شراب افتادهايم * هركه آمد سوى ما مانند ما افتاده باز آب چشم ما چو دجله ميرود هرسو دوان * شايد ار معمور سازد خطهء بغداد باز
--> ( 1 ) - اصل : متين .